سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

207

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

اصل مدّ مدد بود دال اوّل را ساكن كرده و در دوّم ادغام نموديم شد مدّ چنانچه در فرّ همچنين كرديم . اصل يمدّ يمدد بود چنانچه در يفرّ يفرر بود حركت دال و راء اوّل را بما قبل نقل داده و در دال و راء دوّم ادغام كرديم يمدّ و يفرّ شد چنانچه شرح كيفيت ادغام و وجوب و جواز آن مستقلا در بحث ادغام انشاء الله تعالى ذكر خواهد شد . مشتقات باب برّ يبرّ ماضى معلوم / برّ / نيكى كرد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / برّ / نيكى شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يبرّ / نيكى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يبرّ / نيكى مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليبرّ / بايد نيكى بكند يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليبرّ / بايد نيكى بشود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / برّ / نيكى كن تو يك مرد غائب در زمان حال امر به صيغه / لتبرّ / نيكى بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يبرّ / نبايد نيكى بكند يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يبرّ / نيكى نكرده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يبرّ / نيكى نمىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يبرّ / آيا نيكى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / بارّ / يك مرد نيكى كننده اسم مفعول / مبرور / يك مرد نيكى شده مصدر / البرّ / نيكى كردن